
روت خیلی حساب باز کرده بودم
سعی کرده بودم جُزی از وجودم باشی
دیگه دفتر خاطراتم رو که توش روزای با تو بودن رو مینوشتم حالا تبدیل به دفترچه سیاه شده که هر ساعت، دم به دم باید ورق بزنمو همه چیزارو از اول مرور کنم و بخونم. دیه چیزی جز درد و قطرات اشکم رو نمیشه توش دید.
زخم های دلم ،تمومه بخیه های روی قلبم که با خنجر دروغ تو قلبم فرو کردی ،حتی یه لحظه فکر نکردی احساساتی تو وجودم هست
دیگه حتی خونی هم تو رگ هام پیدا نمیکنی چون تمومشو گریه کردم، رگ هامو با سیاهی شب پر کردم و قلبم رو از نفرت، نه نفرت از تو بلکه نفرت از روزگار و بی وفاییاش
هیچ وقت به همچین روزی فک نمیکردم! حالا به جای داستان های عاشقانه که توی باغ و کنار دریا من بودم و تو ،اخر سر یه بوسه از لبات، باید بیام چی بنویسم؟ بدی های روزگار، بی معرفتیاش، نامردیاش، زخم دل، شکستن دل، خرد شدن احساسات، و ذره ذره اشک ریختن
ای جلاد روزگار سر خیلیارو از تنشون جدا کردی اونم مرتکب به یک گناه!، عاشق شدن! اره منم گناه کارم، پس ساعت شنی رو برگردون، هروقت اخرین دونه ی شن رفت پایین سرمو از تنم جدا کن! بی صبرانه متنظرم!
اگه واقعا این طوریه پس از خدا میخوام عاشقت نکنه تا جلاد دسش به تو نرسه!
خواستم گریه کنم گفتند بچه گانه است!
خواستم بخندم گفتند دیوانه است!
خواستم حرف بزنم گفتند پر چانه است!
حالا نه می خندم . نه گریه می کنم . نه حرف می زنم ...
می گویند: ......." عاشق است ...!
برسه به ........؟

از من پرسيد به خاطر چه کسی زنده هستی؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو... ولی با اين حال به او گفتم به خاطر هيچ کس...
از من پرسيد پس به خاطر چه زنده ای؟ با اينکه دلم داد می زد به خاطر دل تو... ولی با اين حال با بغضی غمگين به او گفتم به خاطر هيچ چيز...
اين بار من از او پرسيدم تو به خاطر چه کسی زنده هستی؟ در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود به من گفت:
به خاطر کسی که به خاطر هيچ زنده است...
اگه عاشقي گناه من است
مي پذيرم كه بزرگترين گنهكارم
به زندگي با عشق راضي شده ام
و بيشتر از همه عاشق شده ام
اگه عشق ديوانگيست
برترين ديوانه منم
ديوانه اي كه به زنجير شده است
اي خدا از من راضي باش
كه معلم عشق من تو بودي
خسرو در عشق به من اقتدا كرد
و مجنون ديوانگي را با من آغاز كرد
خيلي دوستت دارم
اميدوارم اين حسي كه من به تو دارم تو هم به من داشته باشي
@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@
رفت از كنارم
اون كه يه وقتي تنها كسم بود
تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشت و رفت از كنارم
از درد دوريش من بي قرارم![]()
خيال مي كردم پيشم مي مونه
ترانه ي عشق واسم مي خونه
خيال مي كردم يه همزبونه
نمي دونستم نا مهربونه![]()
با اينكه رفته اما هنوزم
از داغ عشقش دارم مي سوزم
فكر و خيالش همش باهامه
هر جا كه مي رم جلو چشامه ![]()
دلم مي خواد تا ددووم بيارم
رو درد دوريش مرحم بزارم
اما نميشه راهي ندارم
نمي تونم من طاقت بيارم
نمي تونم من طاقت بيارم
اون كه يه وقتي تنها كسم بود
تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشت و رفت از كنارم
از درد دوريش من بي قرارم

چی بگم ؟
از کجا بگم؟
عزیزم چی شده؟
یه کم فکر کن
تو رو خدا یه هشت نه ماه برگرد عقب .
یه کم به خودت بیا ببین تو این چند ماهه چی به ما گذشته.
چرا از هم دیگه غافل شدیم؟
چرا بعضی اوقات به طور کامل همدیگرو فراموش کردیم؟
چرا فکر .... به سرمون می زد گاهی اوقات؟
مگه ما همون دو تا نیستیم؟
همون دو تا عاشقی که جونشون به هم بسته بود؟
همونایی که حاظر بود دنیا نباشه اگه یکی نبود؟
پس الان چرا اینطوری شدیم ؟
بعد از این همه مدت
چرا اینقدر رابطمون سرد شده؟
چرا اینطور با من برخورد می کنی؟
چرا من یه غریبه شدم واست؟
چرا میگی حرفام رو باور نداری؟
چرا میگی دلت از سنگ شده؟
کاش یه روزی جواب همه این سوالات رو بهم می دادی.
اما تو همون .....
همونی که مثل همیشه همه چیز رو از من پنهون می کنی .
و این بدترین چیزیه که من رو زجرم میده.
کاش این یه عادت رو از سرت می گرفتی.
کاش می فهمیدی که دوتا عاشق هیچی ندارن که از هم پنهون کنند و از همه چیز هم باید با خبر باشند.
کی شده که من یه چیزی رو ازت پنهون کنم.
به خدا وقتی یه چیزی رو از من پنهون میکنی تا موضوع رو نفهمم روزی هزار بار میمیرم و زنده میشم.
کاش اون روزا دوباره برگرده.
کاش تو بفهمی من هنوز همون ...........
کاش دوباره همون ...... مهربون بشی.
همونی که صداش میکردم می گفت جانه دلم.
نه اونی باشه که منو به جای تو بگه شما.
اونقدر تو دلم حرف هست که نمی تونم همشو بگم.حرف آخرم اینه ........ خانم .
تورو خدا یه کم نسبت به من غیرت داشته باش.
اگه از ته دلت منو بخوای هیچ لغزشی تو کارت نمیاد.
دوستت دارم عزیزم.
دوستت دارم..............


دوست دارم دوست دارم
قد تموم آدما
قد تموم عاشقا
دلبردی و پنهون شدی
از من چرا ای بی وفا؟
از من چرا؟ از من چرا؟
عاشق شدم عاشق شدم
از چشم من پنهون نشو
تنها شدم تنها شدم
تنها نرو تنها نرو
پر می کشی تا آسمون
من خسته ی بی بال و پر
روزی که برگردی
دگر از من نمی بینی اثر
دوست دارم دوست دارم

عاشق شدم کاش ندونه
دست دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم
دیگه با من نمی مونه
اونکه پیشش دل من گیره
اگه بدونه میذاره میره
اگه بدونه دیوونم کرده
میره و دیگه بر نمیگرده
عاشق شدم کاش ندونه
دست دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم
دیگه با من نمی مونه
عاشق شدم دلواپسم
گرفته راه نفسم
دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم
چشمای اون سر به سرم میذاره
دست از سر من بر نمیداره
داره بلا سرم میاره
اما خودش خبر نداره
دستام اگر که رو بشه
دلم بی آبرو بشه
راز مگو بگو بشه
عاشق شدم کاش ندونه
دست دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم دیگه با من نمی مونه
عاشق شدم دلواپسم
گرفته راه نفسم
دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم